انتظارفرج پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, :: 21:28 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
![]()
اینك پیامبر(ص)، در بازگشت از سفر خانه خداست پیغمبر از رسالت خود، شاد و سربلند ( اعمال حج به پایان رسیده، ولى افق چشم انتظار حادثهها در «غدیر خم» بیدار مانده است... ) در پهنه غدیر در زیر شعلههاى فروزان آفتاب انبوه حاجیان فزونتر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستادهاند. یك كاروان خسته، در اینجا ستاده است یك كاروان رسته ز بند نفاق و كین. خورشید هم شراره سوزان خویش را ریزد به روى سینه تفتیده زمین. دشتى پر از حرارت ایمان، فروغ دین دشتى پر از محبت و احساس دوستى. گسترده غدیر، اینك دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبرى كه فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادرى آغوش پر محبت خود را گشوده است جهل و غرور و ابلهى قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابى نداده است. اینك غدیر خم، در گیر و دار گرمى این مشهد عظیم در اوج این شكوه از سوى آفریدگار جهان آفرین، به گوش پیمبر، ندا رسید: یا ایها الرسول ... یا ایها الرسول! اسلام را چه خوب بیان كردهاى به خلق اما هنوز، رهبر امت پس از رسول، تعیین نگشته است. اركان استوار رسالت تمام نیست. ركن بزرگ مذهب «امت»، «امامت» است. اینك پیامبر، در بازگشت از سفر خانه خدا در واپسین دقایق آن «حجةالوداع»، مامور گشته تا برساند به گوش خلق والاترین، عمیقترین نكته را ز دین. فرمان رسید كه به مردم نشان دهد لایق ترین، شجاعترین فرد مسلمین را. پیغمبراز جهاز شتر منبرى بساخت در آن فضاى باز، دست «على» گرفت و به بالاى سر رساند تا هر كه بود، رهبر آینده را شناخت آن رهبرى كه اوست مدار نظام دین آن كس كه چشمههاى فضیلت در او عیان آن كس كه نهرهاى سخاوت از او روان، آن كس كه در زمین، در پهنه زمان شایستهتر از او نبود «مرد»، در جهان. چشمان روزگار كهنسال و چرخ پیر هرگز امام عدل بدین سان ندیده است داستان باغبان فلك، از درخت علم هرگز گلى به جلوه این گل، نچیده است. اینك غدیر، خاطره آن شكوه را در یادها و خاطرهها زنده مىكند. اینك غدیر و زندگى آن «امام» را مانند درسهاى گرانقدر و پرثمر تكرار مىكند. اینك «غدیر خم»، با ما چو استاد در راه و رسم و شیوه آموزشى صحیح رفتار مىكند ... جواد محدثىنظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |