انتظارفرج پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, :: 19:44 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
خاک، بوی قدمهایت را حس کرد و آسمانی شد. قاصدکها، تادورترین سرزمینها را، چرخیدند و مژده آمدنت را به چشمهای تشنه رساندند. خاک، قدم گاه قدمهای ملکوتی تو شد و فرشتهها، زایر همیشگیات تا به هر بهانه، به زیارت چشمان روشنت بیایند و بوی خوشت را برای آسمانها سوغات ببرند. چقدر دوست داشتنی است روزهای آمدنت! کاش میتوانستم هر سال، روز تولدت را در حرم نفس بکشم! شب تولد تو که میشود، حرمت از آسمان پر ستاره نیز پرستارهتر میشود. چقدر آدم اینجاست که در هفت آسمان، غیر از تو ستارهای ندارند. تو امشب به دنیا آمدی تا ستاره همه بیستارهها باشی؛ آری ! حَرَمت، قبله دلهای شکسته است، عالَم، با همه نگرانیها و غمهایش، همین که دلش را به پنجره فولاد تو گره میزند، آرام میگیرد. این را بارها از کبوترهای حرمت شنیدهام. آقا! مرا کبوتر گنبدت کن، سرگردانی ام را سامان ببخش. یا امام رئوف! من به محبت و ولایت تو پناه آوردهام. مرا از هوای دلانگیز ولایت، سرخوش کن. سلام ضامن آهو! دل شکسته من، به پای بوس نگاهت غریب میآید... پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, :: 19:37 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
زیارت امام رضا علیهالسلام از زیارت امام حسین علیهالسلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیهالسلام میروند. ولی فقط شیعیان اثنیعشری به زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام میآیند.
زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیهالسلام اذن دخول میطلبید و میگویید: « أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ » به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیهالسلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهدا علیهالسلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیهالسلام اذن دخول دادهاند و وارد شوید. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید. زیارت امام رضا علیهالسلام از زیارت امام حسین علیهالسلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیهالسلام میروند. ولی فقط شیعیان اثنیعشری به زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام میآیند. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاندین عراقی غدهای داشت و میبایستی مورد عمل جراحی قرار میگرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:«غده خوب میشود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است
بسیاری از حضرت رضا علیهالسلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول میگرفت و به حرم میبرد. چیزهای عجیبی ر میدید. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاندین عراقی غدهای داشت و میبایستی مورد عمل جراحی قرار میگرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:«غده خوب میشود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.
همه زیارتنامه ها مجرب است !همه زیارتنامهها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیهالسلام بشمرید. حضرت علیهالسلام میدانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیهالسلام به کسی فرمودند:«از بعضی گریهها ناراحت هستم!» به دو چیز امیدوارم ! یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخواندهام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان میخوانند که گویی شاهنامه میخوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهدا گریه کردهام. حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیهالسلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم! پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیهالسلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد. «در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.» این جمله دو معنی دارد: معنی اول این که حضرت رضا علیهالسلام آن روز به کربلا رفته بودند. معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیهالسلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند! حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه میدانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمیدانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم
کسی وارد حرم حضرت رضا علیهالسلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه میباشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر میفرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- میباشد.
کراماتی از امام رضا(ع)در همین حرم حضرت رضا علیهالسلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیهالسلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیهالسلام را زیارت کردند. روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت میباشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیهالسلام را زیارت کردند. زیارت نامه میخواندند. همین زیارت نامه معمولی را میخواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیهالسلام وفات کرده است؟ حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه میدانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمیدانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم. جمعه 12 اسفند 1390برچسب:, :: 13:15 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
معصومه (س) فلسفه شیدایی است و غزل ماندن و بودن، معصومه (س) ضربت بالای ارادت به ولایت است، معصومه (س) ضربت بالای ارادت به ولایت است، جمعه 12 اسفند 1390برچسب:, :: 13:13 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
به نام خدا جمعه 12 اسفند 1390برچسب:, :: 13:9 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
بسم الله الرحمن الرحیم دهم ربیع الثانی، رحلت پر دریغ کوثر کرامت و جاری مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسلیت میگوییم. ای جا مانده از واپسین دیدار برادر! حرم نورانی و ضریح مشکل گشایت، هنوز بوی مدینه می دهد. بوی شهر پیامبر را که آن را به اشتیاق دیدن روی رضایت، ترک کردی و آواره بیابان ها گشتی. نهر جاری مناجات، همیشه از چشمه دل زائران تو جریان دارد؛ اما امشب ضریح مطهرت، رخت سیاه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوی غروب نشانه می روند ... فضیلت زیارت آن حضرت: راجع به زیارت فاطمه معصومه دخترموسی بن جعفر(ع) روایات بسیاری وارد شده ازجمله: ورود حضرت معصومه (س) به قم: عصمت حق دخت شاه انس وجان عفت یزدان وخاتون جهـــــــــان ایام عزارداری شهادت حضرت فاطمه معصومه (س) بر امام زمان (عج) و همه شیعیان و شما بازدیدکنندگان و دوستان وبلاگی تسلیت باد بامید فرج یوسف فاطمه مهدی زهرا صلوات فراموش نشه پنج شنبه 11 اسفند 1390برچسب:, :: 12:32 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
پسر فاطمه، نور هدی
پنج شنبه 11 اسفند 1390برچسب:, :: 12:30 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال 232 ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند. امام یازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادی علیه السلام و در حالی که بیش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا 26 سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می چرخد. نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم. اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد! تو سبزترینی به دیده من! وقتی که می خواهم بر آینه یادها بوسه زنم، صبورانه و پرشکیب می آیی و بر بام بلند تاریخ می ایستی. نسیم، نغمه محمدی می سراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد. آفتاب هم چهره می پوشاند از شرم دیدار. به شاعران می گویم تو را بسرایند؛ هیچ یک ابهت تو را بر نمی تابند و در ابتدای کلام در می مانند. شاعر سپیده دمان، از راه می رسد، بر دو زانوی ادب می نشیند. کتاب نام نیکویت را ورق می زند. سوره «والشمسِ» رویت را تلاوت می کند و به آیه «واللیلِ» گیسویت سوگند یاد می کند که سپیدتر از تو ندیده است. فجر هم که از راه می رسد، در برابر نور تو رنگ می بازد. تو آن زیباترینی که در سپیده دمی روشن، به خاک، مفهومی آسمانی بخشیدی. سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدّست معطّر شد. سلام بر تو و بر آن دقایقی که به نماز ایستادی ای امام عسکری. فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام امام حسن عسگری علیه السلام در همه صفات پسندیده انسانی و اخلاق و فضایل درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می رفته و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بوده اند. امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار مهربان، و نسبت به ضعیفان و افراد تهی دست بسیار بخشنده بودند. او سالار قبیله ایثار، پیشوای مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ عطشان بر آن امام همام باد! امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی های شخصیتی ایشان به شمار می آید. آن بزرگوار به همه انسان ها عشق می ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختی ها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه. امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی کرد. همین که پاسی از شب می گذشت از خواب بر می خاست، وضو می گرفت، و به رازونیاز با پروردگار متعال می پرداخت. امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی ها معنا می کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلب ها گرمی می بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام ، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی زندگی بخش بدل می شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می رفت. آرامش و استواری او قلب ها را آرام می کرد و بر زخم های دیرینه شیعیان مرهم می نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود. امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، می آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می آورد. امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می گرفت و در نگاهش موج می زد و از دستان پرمهرش جاری می شد و گونه های یخ زده را شوق زندگی می داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختی ها به جان می آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جان هایشان ارزانی می کرد. پرده های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می رفت و نوری از امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می کرد. فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می کند و مشارکت های اجتماعی را افزایش می دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی شود. گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام ، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره ها می جستند. عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می بخشد، روان را صیقل می دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می نمایند: «پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد». باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن می گوییم که نور امامت را بر دل ها و دیده های شیعه می افشاند. نامش رمز نیکویی ها و زیبایی ها است و یادش الهام بخش عفاف و فضیلت. وقتی در کوچه پس کوچه های تاریخ می گردیم و اعماق تاریخ را می کاویم، به گوهرهای درخشانی بر می خوریم که فخر بشریتند و به بودن و زیستن، معنی می بخشند. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این گوهرهای نفیس است و شیعه را همین افتخار بس، که به پیشوایی این زبدگان آفرینش معتقد است و حقانیت آنان را باور کرده است. امام یازدهم، هم چون نیاکان خویش، بار سنگین «هدایت امت» را بر دوش می کشید و در عصر حاکمیت ستم، خود را فدای روشنگریِ راه ایمان و حق ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام بزرگ مردی است که دوست و دشمن، به فضیلت و دانایی و زهد و عبادت او گواهی داده اند و جز این نیز انتظاری نیست. سلامت باد اماما، ای جلوه روشن صداقت و ایثار؛ سلامی به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان. سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی به پاکی عفاف و صفای صبح. سلامت بادای امام همام؛ ای محبوب نیلگون امامت؛ سلامی به صفای جبهه های نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان. سلامت باد،ای آبروی دو عالم؛ ای خورشید یازدهم؛ ای حسن عسکری؛ ای فرزانه ترین فریاد تشیع سرخ؛ سلامی به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ. امام حسن عسکری علیه السلام پژواک رسای سخن عشق است. آن روز که طلوع کرد، گلبانگ سرافرازی توحید و یگانگی را نوای هر روزمان کرد و مقدّر فرمود که با هم به عشق سخن گوییم. درود خدا بر این امام همام باد! ای مقدس ترین مرد پاک؛ ای امام عسکری، فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو دارد و با یاد و نام تو و فرزندت حضرت ولی عصر(عج) از گم راهی و جهل به سوی نور پرواز می کند. یاد و نام مهدیِ تو گرمابخش دل های خستگان و درماندگان است.ای پدر امام مستضعفان، به خورشید دوازدهم بگو که جلوه کند و با جلوه گری اش سیمای پرطراوتِ اسلامِ نابِ محمدی را رونق ببخشد. امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند: جدال مکن که ارزش ات را می کاهد و زیاد شوخی مکن که بر تو دلیر می شوند. بهترین دوست کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد. در رعایت ادب، تو را همین کافی است که از آنچه برای دیگران بد می دانی، دوری کنی. هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمین پشیمانی فرود خواهد آمد. دو خصلت، بالاترین اوصاف است: ایمان به خداوند و سودمند بودن برای برادران دینی. ابراز شادی و شعف در برابر افراد پریشان و گرفتار، از ادب انسانی محسوب نمی شود. کسی که برادر دینی اش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته و اگر در انظار مردم از او انتقاد کند، وی را زشت جلوه داده است. از نشانه های فروتنی سلام کردن به همه و نشستن در پایین مجلس است. خنده بی مورد نشانه نادانی است. از جمله گرفتاری های کمرشکن، همسایه ای است که چون خوبی یا کار نیکی را ببیند آن را پنهان سازد و چون بدی ببیند آن را افشا کند. عبادت در زیادی روزه و فزونی نماز نیست؛ بلکه به بسیاری تفکر در امر خداوند است. خشم کلید هر بدی است. گستاخی فرزند بر پدر در ایّام کودکی مایه ناسپاسی او در ایّام بزرگ سالی اوست. از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته شود:ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم. چه زشت است برای مؤمن تمایل به چیزی که مایه خواری اوست. پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 19:10 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
وقتى بهار با سپیدى شکوفه هایش از دریچه ى چشمانم سرک مى کشد، موج اشکى فرو خفته، از درون سینه ى تنگم به دیواره ى دل مى کوبد وتو را مى جوید. بهار زیباست، لطیف ودوست داشتنى است، اما بى تو اى زیباترین! اى لطیف ترین! اى بهار جان واى طراوت بهاران! هیچ زیبایى، دلم را بر نمى انگیزد؛ که دل در فراق تو سوخته دارم ونگاه در راه تو دوخته. اى بهارى ترین فصل ها!(1) اى سبزترین بهاران! دور از نگاه مهربان تو، دور از عنایت رحیمانه ى تو ودور از سرانگشت لطف تو، خزانیم وسرد، خشکیم وعطشناک. فراق تو برف سپید کهولت بر چهره مان مى نشاند. بیا که با تو بهارى شویم، بروییم وبیدار گردیم؛ که روییدن، تنها به زلال عشق تو معنا مى یابد وباقى روییدن ها، ماندن است وپژمردن. بیا اى شاداب ترین جوانى! دست کدام خزان پیرى است که جرأت آزردن گل وجود تو را داشته باشد، گرچه سال ها وقرن ها از حضور زلالت بگذرد.(2) چهره ى زیباى تو اى نورانى ترین! که را مجذوب نساخت وچشم اشتیاق که را به راه منشاند؟ کدام چشم بود که به نگاه نافذ وگیراى تو(3) لرزید واز اشک فراق خالى ماند؟ کدام زبان است که بتواند از (حسن ثناى) تو بگوید؟(4) وکدام قلم است که تاب چرخش در وادى وصف تو داشته باشد؟ جمال روى ماه تو(5) در کدام کلام مى گنجد وجلال خورشیدى(6) تو در کدام وصف مى آید؟ ماه را ببین که چه مبهوت روى تو مانده وخورشید را که چگونه هر صبح به عشق دیدارت سر برمى آورد! سبزه زار بهشت که رستنگاه هر چه زیبایى است به دلبرى طاووسى چون تو دل مى دهد.(7) سلام بر تو اى فخر آفرینش! اى نگین خوش نگار خلقت! اى مهدى! چه شیرین است نام تو!(8) فتبارک الله أحسن الخالقین!(9) مبارک باد بر خدا، خلقتى چنین نیکو! گنجاندن تمام خوبى ها وزیبایى ها در ظرف وجود یک مخلوق، آن هم در معناى تام وکاملش در تصور که مى گنجد؟ سلام بر تو اى فخر آفرینش! اى نگین خوش نگار خلقت! اى مهدى! چه شیرین است نام تو! فتبارک الله أحسن الخالقین مبارک باد بر خدا، خلقتى چنین نیکو! گنجاندن تمام خوبى ها وزیبایى ها در ظرف وجود یک مخلوق، آن هم در معناى تام وکاملش در تصور که مى گنجد؟
اى منتظر! کدامین چشم نیالوده به غبار دنیاست که رؤیت تو را انتظار نکشد؟ کدامین زبان بازمانده از بدى ها وکژى هاست که از ذکر دمادم نام تو بازماند؟ همه ى دل هاى آسمانى به انتظار لحظه ى دیدنت، تمام عمر، غرق در خون شدند. چهره اى گندمگون، نگاهى نافذ، خالى سیاه بر گونه ى راست، دندان هایى گشاده، پیشانى بلند ونورانى وقامتى سخت به اعتدال،(10) عصاره ى همه ى خوبى ها، سرچشمه ى همه نیکى ها، امام دل هاى عاشق. اى عزیز! چشم هایى که به راه تو مانده، سال هایى را با اشک مى گذرانند تا پاکیزه وشفاف بمانند براى دیدار روى تو؛ ودل ها لحظه اى دست از دعا نمى دارند تا خدا آن (طلعت رشیده) را به آن ها بنمایاند.(11) اى زیباتر از هاله هاى سپید یاس ونسترن! اى خوشبوتر از همه ى شکوفه هاى نرگس! اى لطیف تر از نور! بیا تا پیامبر بیاید. بیا وما را که از لذت دیدار پیامبران محروم مانده ایم، به لذت دیدار خود سیراب کن. اى شبیه ترین به پیامبر خدا!(12) بیا که در خراب آباد دنیا به امید وصال تو تاب آورده ایم وزنده بودنمان به امید دیدن وبودن توست. بیا که: خیال روى تو در هر طریق همره ماست به رغم مدعیانى که منع عشق کنند نسیم موى تو پیوند جان آگه ماست جمال چهره ى تو حجت موجه ماست(13)
پی نوشت: (1) همان، ص 874: (السلام على ربیع الأنام). (2) فریده گل محمدى آرمان، البیعة لله، ص 80؛ امام رضا علیه السلام، علامته أن یکون شیخ السن، شاب المنظر. (3) عباسعلى کامرانیان، تپش قلم، ص 57. (4) مفاتیح الجنان، ص 906: (کیف أصف حسن ثنائکم). (5) همان، ص 874: (السلام على... البدر التمام). (6) همان: (السلام على الشمس الظلام). (7) منتهى الآمل، ج 2، ص 428: (المهدى طاووس اهل الجنة). (8) مفاتیح الجنان، ص 906: (فما أحلى أسمائکم). (9) مؤمنون (23) آیه ى 14. (10) عباسعلى کامرانیان، تپش قلم، ص 57. (11) مفاتیح الجنان، ص 891: (اللهم أرنى الطلعة الرشیده). (12) منتهى الآمال، ج 2، ص 762. (13) دیوان حاف1 به تصحیح غنى وقزوینى، غزل 23.
پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 19:7 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركاتها و ردّ كل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان .(1) ترجمه:زمانى كه حضرت حجة(عج) ظهور كند به عدالت حكم مى كند و كسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى كند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى كنند. شرح:حكومت عادلانه و رفع ظلم و جور: «اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است كه عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است كه بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ كسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یك وقت خانه زید را براى خودم مى گیرم، كه این ظلم است و یك وقت خانه او را مى گیرم و به دیگرى مى دهم كه این جور است. نقطه مقابل این است كه خانه زید را نمى گیرم براى خودم كه این عدل است و اگر به كسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است. امنیت راه ها: «و امنت به السبل» راه ها به وسیله او امن مى شود. شكوفایى طبیعت: «و اخرجت الارض بركاتها» زمین بركاتش را خارج مى كند چه بركات كشاورزى و چه معادن و چه نیروهاى دیگرى كه براى ما مخفى است. زمانى كه حضرت حجة(عج) ظهور كند به عدالت حكم مى كند و كسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى كند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى كنند
سپردن امور به اهل خبره: «و رُدّ كلّ حقّ الى اهله» كارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما كه بسیارى از كارها به دست نااهلان است چرا كه رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است. حاكمیّت دین اسلام: «ولم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام» هیچ دینى باقى نمى ماند و همه ادیان دین واحد مى شوند و آن همانا اسلام است. گرایش قلبى به اسلام: «و یعترفوا بالایمان» كه دو معنى دارد ممكن است یا اشاره به این باشد كه همه تابع مكتب اهل بیت مى شوند و یا اشاره به این باشد كه علاوه بر این كه در ظاهر ایمان دارند در باطن هم مؤمن هستند. فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضى از روایات مى گویند اسلام آن چیزى است كه اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه اش حلال است و ایمان آن چیزى است كه مایه نجات او در قیامت است. در بعضى از روایات داریم كه اسلام مانند مسجدالحرام و ایمان مانند كعبه است. احتمال دارد كه این عبارت اشاره به آیه اى باشد كه مى فرماید: قالت الاعراب آمنّا...(2) رئوس كارهایى كه آن حضرت انجام مى دهد و از روایات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود: اصلاح عقائد: «ما على ظهر الارض بیت حجر و مدر الاّ ادخله الله كلمة الاسلام» (3) در تمام روى زمین خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز این كه كلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرك برچیده خواهد شد. كسانى كه مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور كار كنند و كسى كه هیچ یك از این امور را ندارد و دعا كند كه از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است
تكامل عقول: جهش علمى و عقلانى پیدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنین مى فرمایند: اذا قام قائمنا وضع یده على رئوس العباد (شاید منظور ایشان این باشد كه مردم تحت تربیت او قرار مى گیرند) فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم (اندیشه ها و خردهاى آنها كامل مى شود).(4) عدل و داد: در روایات متعدّد آمده است كه یملأ الارض عدلا و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.(5) اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقى و زنده كردن ارزش هاى اسلامى كه این را از روایات علائم آخرالزمان استفاده مى كنیم، روایاتى كه مى گوید قبل از قیام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، كم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ریختن زیاد مى شود و معنایش این است كه مهدى(عج) قیام مى كند تا اینها را از بین ببرد یعنى نظام ارزشى به طور كلّى مختل شده و حضرت مهدى(عج) نظام ارزشى را درست مى كند. حضرت مهدى(عج) داراى لشكر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان كه در ادعیه آمده است: واجعلنى من شیعته و اتباعه و انصاره و یا در بعضى از روایات آمده است كه: والمجاهدین بین یدیه، كسانى كه مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور كار كنند و كسى كه هیچ یك از این امور را ندارد و دعا كند كه از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است. اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شیعته و المجاهدین بین یدیه.
پی نوشت: 1- بحارالانوار، ج 52، ص 338. 2- آیه 14، سوره حجرات. 3- تفسیر قرطبى، ج 12، ص 300. 4- بحارالانوار، ج 52، ص 328. 5- بحارالانوار، ج 14، ص 33.
منبع: سایت فرهنگی، اعتقادی امامیه
پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 19:2 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
1- شخصی به نام علیّ بن هلال از پدر خود نقل كرده كه گفته است: من نزد رسول خدا(ص) رسیدم. ایشان به فاطمه(سلام الله علیها) فرمودند: «دو سبط امّت از ما هستند و آن دو حسن و حسینند و آن دو آقای جوانان اهل بهشت هستند و سوگند به آن كسی كه مرا به حق مبعوث داشته، پدر آن دو از آنها بهتر است.» سپس فرمودند: «ای فاطمه! سوگند به آنكه مرا به حق مبعوث داشته كه مهدی این امّت از نسل آن دو (حسن و حسین(علیهما السلام)) است، زمانی كه دنیا دچار هرج و مرج گردد و نظم و نَسَق خود را از دست بدهد و فتنهها و آشوبها پدیدار گردند و پشت به پشت هم بیایند و راهها منقطع و بسته شود و بعضی بر بعضی دیگر شبیخون زنند و مال و ثروت گروهی از آنها را غارت كنند، پس نه بزرگی به تازه سالی رحم كند و نه صغیر و خردسالی بزرگی را احترام كند. در این هنگام، خداوند كسی را از نسل آن دو بفرستد كه دژهای گمراهی را فتح كند و قلبهایی را كه در زیر حجاب و پوشش غفلت قرار گرفته و چیزی را فهم نمیكند، زنده بسازد. او دین را در آخرالزّمان به پا دارد، همان گونه كه من در آغاز زمان برپا داشتم و زمین را پر از عدل و قسط سازد، همان گونه كه پر از جور و تعدّی شده باشد.» (1)
در این حدیث چند نكته از صفات و سیرة مهدی موعود(عج) را میخوانیم:الف) قلعههای ضلالت و گمراهی را فتح كند؛ ب) قلبهایی را كه زیر حجاب غفلت قرار گرفتهاند، حیات بخشیده و زنده میسازد، یا قلبی را كه غفلت آن را احاطه كرده است، چیزی نمیفهمیده و حقایق را درك نكرده، امّا بعد از آنكه حضرت مهدی(عج) روح حیات در آن بدمد، همه چیز را درك میكند و میفهمد و راه به سوی خدا را به زودی طیّ میكند؛ طبق فرمودة همین پیامبر بزرگوار، حضرت ولیّ عصر(عج)، زمانی ظهور میكند كه كفر، ضلال، الحاد، انحراف، فساد و شرارت، جهان را پر كرده است و فضا را تعفّن بدی و ناپاكی فرا گرفته است. در پرتو امام زمان(عج)، اوضاع دگرگون میشود؛ محیط به سوی خدا و رسول متمایل میگردد و آثار دیانت و پایبندی به دین از همه جا آشكار میگردد
ج) او دین را اقامه میكند و برپا میدارد. همان گونه كه شخص پیامبر(ص) در آغاز عصر اسلام دین را برپا داشت. امام زمان(عج) در آخر این عصر و مدّت، همان نقشی را ایفا میكند كه پیامبر(ص) ایفا كرد و دین را برپا خواهد داشت. روزی كه پیامبر اكرم(ص) مبعوث به رسالت گردید از دین و آیین الهی و آسمانی خبری نبود؛ كفر، شرك، الحاد و گناه، سراسر محیط را آلوده كرده بود و پیامبر(ص) كه قیام كرد و مبعوث گردید، دین را وارد جامعه كرد و در موضع لازم و مناسب خود قرار داد. طبق فرمودة همین پیامبر بزرگوار، حضرت ولیّ عصر(عج)، زمانی ظهور میكند كه كفر، ضلال، الحاد، انحراف، فساد و شرارت، جهان را پر كرده است و فضا را تعفّن بدی و ناپاكی فرا گرفته است. در پرتو امام زمان(عج)، اوضاع دگرگون میشود؛ محیط به سوی خدا و رسول متمایل میگردد و آثار دیانت و پایبندی به دین از همه جا آشكار میگردد؛ د) زمینِ پر از ظلم، جور و اجحاف را منقلب میسازد و عدل و داد، حقخواهی و حقطلبی جایگزین آن خواهد شد و به همان مقیاس فساد فراگیر، عدل و قسط فراگیر در جهان جلوه میكند و رعایت عدالت و میزان، جای آن تعدّیها و تجاوزها را میگیرد؛(2) 2- ابوسعید نقل كرده كه پیامبر(ص) دربارة حضرت مهدی(عج) فرمود: «شخص مستمند به نزد مهدی(عج) میآید و عرضه میدارد: به من عطا كن. آن حضرت جامة او را پر از پول و مال میكند تا آن مقداری كه بتواند حمل كند و از عهدة بُردن آن برآید.»(3) مفهوم این جملة مبارك آن است كه او نمیتواند بیش از آن حدّی كه به او بخشیده میشود، حمل كند و اگر میتوانست حركت دهد و با خود ببرد، از ناحیة آن حضرت مضایقهای نیست. و این عطای كثیر ممكن است از آن جهت باشد كه گنجهای فراوان و مخازن مالی تحت الأرضی در آن عصر پر فروغ، تحت اختیار حضرت بقیّـة الله(عج) قرار میگیرد؛ یعنی زمین و آنچه بر روی آن و در طبقات مختلف آن است، مسخّر آن امام بزرگ، خواهد گردید و نیز ممكن است از این جهت باشد كه بر اثر عملی شدن احكام و برنامههای اسلام و از جمله برنامههای اقتصادی اسلام؛ مانند خمس، زكات، كفّارات و نذورات، اموال فراوانی نزد آن حضرت گرد میآید كه هیچ مشكلی در عطا و بخشش به افراد مستمند و نیازمندان ندارند و ممكن است هر دو مورد باشد. اینها از یك سو و از سوی دیگر روح جوانمردی، جود، سخاوت و كرامت نفس امامان پاك(علیهم السلام) به ویژه خاتم آنان، حضرت ولیّ عصر(عج) و ناموس دهر، ارواحنا فداه، كه مظهر عطا و بزرگواری خدای جهانیان هستند، باعث این عطا، بخشش و انفاق مالی است. این سیرة حضرت ولیّ عصر(عج) و وصف عطای اوست، بنابراین پیروان آن حضرت در صورت امكان و در زمان مناسب، خود را به عطای ناچیزی قانع نسازند. 3- از پیامبر اكرم(ص) روایت شده كه فرمودند: «نشانة مهدی(عج) این است كه بر عمّال و كارگزاران [خویش]، سختگیر است، در بخشش مال بسیار جواد و بخشنده و دربارة مستمندان، مهربان میباشد.»(4) اگر كارگزاران حكومت رها باشند و بر اریكة قدرت و پست خود تكیه دهند و حاكم، نظارتی بر كارهای آنان و معاشرتها و معاشرینشان نداشته باشد، به زودی صاحبان ثروت با او و او با آنها مرتبط میشود و سوءاستفادههای گوناگون خواهد كرد و در پرتو این رابطه با او و چریدن در سایة قدرت او، انواع فسادهای اقتصادی را به بار میآورند و در این میان تودة مستضعف پایمال گردیده و حقوق آنان ضایع و اموال عمومی به تاراج طبقة خاصّی خواهد رفت و بالأخره مردم به وضعی میافتند كه تجربة تلخ آن را به طور مكرّر دارند
در این كلام نورانی به زوایایی از سیرة حضرت ولیّ عصر(عج) اشاره شده است كه عبارتند از:الف) او نسبت به عمّال خود شدّت عمل دارد و به دقّت از آنان حسابرسی میكند. آری اگر شخص حاكم اسلامی، عمّال را زیر نظر داشته باشد و كارهای آنان را بررسی كند و از آنها حساب دقیق و منظّم بخواهد و روابط آنان با اشخاص را در محیطهای كارشان كنترل كند، كارها به آسانی و بر روی روال لازم و مناسب به جریان میافتد و امور مردم سامان خواهد یافت، حال آنكه اگر كارگزاران حكومت رها باشند و بر اریكة قدرت و پست خود تكیه دهند و حاكم، نظارتی بر كارهای آنان و معاشرتها و معاشرینشان نداشته باشد، به زودی صاحبان ثروت با او و او با آنها مرتبط میشود و سوءاستفادههای گوناگون خواهد كرد و در پرتو این رابطه با او و چریدن در سایة قدرت او، انواع فسادهای اقتصادی را به بار میآورند و در این میان تودة مستضعف پایمال گردیده و حقوق آنان ضایع و اموال عمومی به تاراج طبقة خاصّی خواهد رفت و بالأخره مردم به وضعی میافتند كه تجربة تلخ آن را به طور مكرّر دارند؛ ب) او با مال و ثروتی كه در اختیار دارد، به رعیّت میرسد و جود و بخشش میكند و عطای عظیم خود را نشان جامعه میدهد و به نابهسامانیهای زندگی مردم پایان خواهد داد. حاكمی كه همّتش زراندوزی و رفاه حال خود و نزدیكانش باشد، رعیّت را بیچاره میكند و شیرة جان آنان را میكشد و ملّت را از رمق خواهد انداخت و امام زمان(عج) كه نمونة اعلاء و بینظیر حاكم اسلامی و حكومت دینی است، تمام همّتش احیای دین و اقامة حق و رفاه حال جامعه است؛ ج) دربارة مساكین، مهربان است. به طور غالب، طبقة حاكم نسبت به ضعفا و مساكین مهرورزی ندارند؛ زیرا اوّلاً، قدرت، سلطه و ثروتی كه تحت اختیار دارند، به طور طبیعی آنان را از طبقات ضعیف و كم درآمد جدا میكند و آنها را مورد بیمهری قرار میدهد و ثانیاً، چون مستمندان به حقّ خود نمیرسند، طبعاً خود را طلبكار دانسته و مسئول این مشكلات را حاكم میدانند. از این رو حكومتها به آنان عنایتی ندارند و نسبت به آنان مهر نمیورزند. آیت الله كریمی جهرمی ماهنامه موعود شماره 117
پینوشتها: 1- اثبات الهداة، ج 3، ص 592؛ بحار، ج 51، ص 79. 2- قابل توجّه است، همان گونه كه در كلام شریف پیامبر(ص) آمده، امام زمان(ع) كه مهدی این امّت است، از فرزندان و اعقاب امام حسن و امام حسین(ع) است و علّت آن این است كه حضرت مهدی در سلسلة پدران به امام حسین(ع) میرسد، ولی از جهت مادر از اولاد امام حسن(ع) است؛ چون امام زین العابدین(ع) با یكی از دختران امام حسن(ع) ازدواج كردند و مادر حضرت باقر(ع) از دختران امام حسن(ع) است. 3- اثبات الهداة، ج 3، ص 612. 4-موسوعـة الامام المهدی، ج 1، ص 246.
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
تبادل
لینک هوشمند
نويسندگان |
|||||||||||||||||||||||||||
|